ضياء الدين جرجانى
89
رسائل فارسى جرجانى ( فارسى )
ابو بكر نصّ بود [ و ] از قبل خدا و رسول بود . فصل بدان كه از بهر چند چيز است كه مخالف دليلهاى چنين روشن و پيدا و حجتهاى چنين ظاهر و هويدا فرو نمىپذيرد ، و از پس آل رسول نمىرود . اول ، مىگويد كه مصطفى ( ص ) چون پيغمبرى ظاهر كرده بود و همهء عالم وى را دشمن شدند ، پس روزگار برآمد چند هزار خلق بر وى گرد آمدند و جمله وى را چون بنده و چاكر بودند و به هر كارى فرمان بردند . و چون از مكّهاش بيرون كردند ، انصاريانش در پناه گرفتند و مهاجران خانومان فرو گذاشتند و از قرابات ببريدند و از پس وى برفتند . و جمله با وى در غزاها رنج مىكشيدند و جان شيرين از بهر وى در مىباختند و مال را خرج مىكردند ، و در روزه داشتن تشنگى و گرسنگى مىبردند ، و از عبادت كردن نياسودند . و خداى تعالى در مدح ايشان قرآن همىفرستاد و مصطفى ( ص ) چيزها مىگفت . پس آنان كه چنين باشند ، چگونه از پس مصطفى ( ص ) به جاى آن كه خدا و رسولش بداشته باشد ديگرى را بدارند ؟ و اگر چنين بودى هر كس فرا نساختى ، و كس بودى كه انكار كردى ، و گفتى اين نه نيكوست ، چنان كه بوذر كرد به وقتى كه معاويه - عليه اللّعنه - در خطبه مذهب جبر « 1 » پيدا كرد ، وى با ديگرى برخاست از مجلس و بدان قدر فرا نساخت و بر معاويه انكار كرد . جواب گوييم چنان انگار كه ايشان پيش از مصطفى ( ص ) چنان بودند و چنان كردند كه گفته آمد ، نه از پس مصطفى ( ص ) آن را اختيار كردند و به امامت فرا داشتند ، كه نامعصوم بود و همچون ايشان محتاج بود به امامى ديگر ، از بهر آنكه جايز خطا بود . و درست شده است كه امام معصوم بايد و جايز خطا نشايد . و چون چنين باشد ، آنچه
--> ( 1 ) . اين مذهب تمام افعال آدمى را به خداوند اسناد مىدهد ، به طورى كه انسان در انجام افعال خود هيچ اختيارى ندارد و مجبور است . ( دهخدا )